توهم ثروت؛ چرا ۱۰۰ سال نفت نتوانست رفاه پایدار برای ایران بسازد؟، ثروت واقعی آنچه تولید میکنیم است یا آنچه میتوانیم مصرف کنیم؟
ثروت ملی از دل خاک بیرون نمیآید، بلکه از چگونگی بهکارگیری و ترکیب هدفمند ابزارها و دانش بشری شکل میگیرد. منابع طبیعی تنها مواد خام اولیه هستند و ماده خام بدون وجود یک ساختار هماهنگ و پویا برای تبدیل آن به محصول قابل مصرف، کاملاً بیارزش است. نگاهی به جغرافیای جهان این مدعا را به روشنی اثبات میکند. کشورهایی مانند ونزوئلا از نظر داشتن غنیترین ذخایر نفتی و معدنی در صدر جدولهای جهانی است، اما مردم این کشور با فقر دستوپنجه نرم میکنند، به طوری که امروز 94 درصد مردم ونزوئلا در فقر به سر میبرند.
در مقابل، کشورهایی مثل ژاپن، سوئیس، هنگکنگ، تایوان یا سنگاپور تقریباً از داشتن هرگونه منبع طبیعی زیرزمینی محرومند، اما در زمره ثروتمندترین و مرفه ترین جوامع دنیا قرار دارند. راز این تفاوت در این حقیقت نهفته است که ثروت، حاصل منابع نیست، بلکه حاصل ساختاری است که میتواند ارزش خلق کند.
آیا تولید به معنی ثروت است؟
برخی تصور میکنند اگر یک گام جلوتر برویم و منابع طبیعی را با ساختن کارخانهها و صنایع بزرگ ترکیب کنیم، ثروت متولد میشود. این نگاه، که میتوان آن را «تقدسبخشی به تولید» نامید، خطای بزرگ دیگری است. ساختن کارخانههای بزرگ صنعتی، لزوماً به معنی ثروتمند شدن یک جامعه نیست. کارخانه به خودی خود ثروت نیست؛ کارخانه تنها شکلی از ساختار سرمایه است. سرمایه تودهای یکدست و یکنواخت از ماشینآلات نیست که فقط با اضافه کردن آن به اقتصاد، رفاه تولید شود. سرمایه یک شبکه پیچیده از ابزارهاست که باید دقیقاً با نیازهای واقعی، متغیر و روزمره مردم هماهنگ باشد.
اگر کشوری میلیاردها دلار صرف کند تا کارخانههای عظیم فولاد یا اتومبیلسازی بسازد، اما کالای تولیدی این کارخانهها کیفیتی پایینتر از نیاز مردم داشته باشد، یا هزینه تولید آنها بیش از ارزش نهایی محصول برای مصرفکننده باشد، نه تنها ثروتی تولید نشده، بلکه منابع کشور هم نابود شدهاند. در واقع، منابع و انرژی ارزشمندی که میتوانست صرف برطرف کردن نیازهای حیاتیتر مردم شود، در قالب ماشینآلات ناکارآمد قفل و تلف شده است. تولید زمانی ثروتآفرین است که ارزش محصول نهایی در ذهن مصرفکننده، بسیار بیشتر از مجموع ارزش تمام منابع، زمان و انرژی باشد که صرف ساخت آن شده است. اگر این اصل رعایت نشود، تولید چیزی جز «تخریب سرمایه» در پوشش فعالیت صنعتی نیست.
جوهر اصلی ثروت چیست؟
بنابراین، پاسخ به سوال درباره جوهر اصلی ثروت روشن میشود: «تجارت» و «مصرف». هدف نهایی تمام فعالیتهای اقتصادی، مصرف است. انسانها کار نمیکنند که فقط کار کرده باشند، یا کارخانه نمیسازند که فقط تولید کرده باشند؛ آنها تولید میکنند تا بتوانند مصرف کنند و نیازهای زیستی، رفاهی و روانی خود را برطرف سازند. کشوری ثروتمند است که مردمانش بتوانند به طیف گستردهتر، باکیفیتتر و ارزانتری از کالاها و خدمات دسترسی داشته باشند و از آنها استفاده کنند.
برای رسیدن به این رفاه و توانایی مصرف، «تجارت و مبادله آزاد» شرط اساسی است. هیچ فرد یا کشوری نمیتواند همه چیز را خودش به تنهایی و با کیفیت بالا تولید کند. اینجاست که تقسیم کار و مبادله معنا پیدا میکند. وقتی یک کشور به جای تلاش برای تولید همهچیز، بر حوزه داراییها، دانش و مزیتهای خاص خود تمرکز میکند و محصولات خود را در یک بازار آزاد با دیگران مبادله میکند، ثروت واقعی شکل میگیرد. در یک مبادله داوطلبانه، هر دو طرف سود میبرند، زیرا ارزش یک کالا برای خریدار بیشتر از ارزیابی ذهنی او از پولی است که میپردازد، و برای فروشنده برعکس. بنابراین، خودِ عملِ مبادله، بدون اینکه حتی یک ذره ماده جدید خلق شده باشد، ارزش و ثروت ایجاد میکند.
خودکفایی، به آغوش کشیدن فقر است
کشوری که درهای خود را به روی تجارت جهانی میبندد و به اسم خودکفایی سعی میکند همه چیز را در داخل، حتی با هزینههای کمرشکن و کیفیت نازل تولید کند، در واقع در حال فقیرتر کردن مردم خویش است. تجارت به کشورها اجازه میدهد از دستاوردهای علمی، تجربی و تولیدی کل بشریت بهرهمند شوند. سنگاپور بدون داشتن یک قطره آب شیرین یا یک وجب خاک کشاورزی، از طریق تبدیل شدن به مرکز تجارت، خدمات و مبادلات بینالمللی، توانسته بالاترین سطوح رفاه و قدرت خرید را برای شهروندانش فراهم کند. ثروت سنگاپور در سنگ و خاکش نیست، بلکه در توانایی آن برای پیوند خوردن با شبکه مبادلات جهانی و پاسخ به نیازهای انسانهاست.
آیا ایران کشور ثروتمندی است؟
با روشن شدن این استدلالها، اکنون میتوانیم به اقتصاد ایران نگاه کنیم. داستان اقتصاد ایران در یک قرن گذشته، نمونه کامل همین سوءتفاهم تاریخی درباره مفهوم ثروت است. ما ایرانیان بیش از صد سال است که خود را ملتی ثروتمند میدانیم، تنها به این دلیل که روی مخازن عظیم نفت و گاز نشستهایم و جغرافیا به ما معادن فراوانی داده است. این وهم ثروت باعث شده تا مهمترین اصول اقتصاد را فراموش کنیم.
ما نفت را که تنها یک ماده خام اولیه بود، معادل ثروت ملی فرض کردیم و به جای اینکه اجازه دهیم این دارایی در یک بستر رقابتی، آزاد و از طریق مکانیزمهای بازار به سرمایههای مولد، دانش و پیوندهای تجاری بینالمللی تبدیل شود، آن را به دست دولتها سپردیم. دولتها با تزریق درآمدهای ارزی آن به اقتصاد، رفاهی کاذب و موقت ساختند و نهاد دولت با تکیه به درآمد نفت و گاز به دستگاه توزیع رانت تبدیل شد.
در سطح صنایع نیز، ایران گرفتار همان نگاه غلط به تولید و کارخانهداری شد. سالها منابع هنگفت نفتی صرف ایجاد صنایع بزرگ دولتی و شبهدولتی از خودروسازی گرفته تا فولاد و پتروشیمی شد. اما چون این صنایع در محیطی بسته، بدون رقابت واقعی، بدون پیوند با بازار جهانی و با علامتهای قیمتی دستکاریشده به وجود آمدند، نه تنها ثروت واقعی برای مردم خلق نکردند، بلکه منابع ملی را تلف کردند. نتیجه این شد که مرم ایران، با وجود داشتن کارخانههای فراوان و منابع زیرزمینی بینظیر، سال به سال با کاهش قدرت خرید، تورمهای مزمن و افت رفاه واقعی مواجه شدهاند. خودروسازی داخلی ما نمونه بارز این مدعاست: ساختاری که منابع کشور را مصرف میکند، اما محصولی تحویل میدهد که از نظر ارزیابی ذهنی مصرفکننده ایرانی، ارزشی به مراتب کمتر از هزینههایش دارد.
علت اصلی این وضعیت، سرکوب تجارت آزاد و جدایی از شبکه تقسیم کار جهانی است. اقتصاد نفتی ایران با تصاحب مبادلات، دستکاری قیمتها و ایجاد مانع در مسیر تجارت آزاد بینالمللی، سیگنالهای بازار را کور کرده است. وقتی تجارت آزاد وجود نداشته باشد، قیمتها واقعیت را نشان نمیدهند و در نتیجه، سرمایهها به جای حرکت به سمت ارزشآفرینی، تلف میشوند.
ایران زمانی ثروتمند خواهد شد که از این سوء تفاهم تاریخی دست بردارد. ما باید بپذیریم که طلای سیاه زیر زمین، معادن زیر کوهها و سولههای بزرگ صنعتی، تا زمانی که در خدمت یک سیستم مبادله آزاد، رقابتی و متصل به اقتصاد جهانی قرار نگیرند، هیچ ثروتی محسوب نمیشوند. ثروت ایران در قدرت خرید شهروندان و توانایی جامعه در تجارت با دنیا نهفته است، نه در حجم بشکههای نفتی که از دل زمین استخراج میشوند. تا زمانی که مفهوم ثروت از «داشتن منابع» به «توانایی پاسخگویی به نیاز مصرفکننده در یک بازار آزاد» تغییر نکند، دالانهای اقتصاد نفتی همچنان رفاه واقعی را از مردم میدزدند.
کیوآرکدسایت اقتصادی ایران :
