چطور کاپیتالیسم عالمگیر شد؟
ملاحظه کیوآرکدسایت اقتصادی ایران :

به گزارش سایت اقتصادی ایران به نقل ازتجارت نیوز، وحید اسلامزاده: نظریه سیستم جهانی یک دیدگاه کلان جامعهشناختی است که بهدنبال تبیین پویایی «اقتصاد جهانی سرمایهداری» بهعنوان یک «نظام اجتماعی کل» است. اولین کسیکه بیان اصلی و رویکرد کلاسیک این مفهوم را مطرح کرد «امانوئل والرشتاین» بود که در سال ۱۹۷۴ این تز و رویکرد خود را در مقاله مهمی تحت عنوان «ظهور و سقوط آینده نظام سرمایهداری جهان: مفاهیمی برای تحلیل مقایسهای» منتشر کرد. والرشتاین در سال ۱۹۷۶، «سیستم جهانی مدرن ۱: کشاورزی سرمایهداری و خاستگاههای اقتصاد جهانی اروپا در قرن شانزدهم» را منتشر کرد. این کتاب سهم برجسته والرشتاین در تفکر جامعهشناختی و تاریخی است و واکنشهای متعددی را برانگیخت و بسیاری دیگر را برانگیخت تا ایدههای او را ادامه دهند. با توجه به مفاهیم اصلی و اجزای سازنده فکری نظریه سیستم جهانی – که بعداً به آنها اشاره خواهد شد – تأثیر عمده و شاید استقبال گرمتر از آن در جهان در حال توسعه است.
نظریه سیستم جهان در کجای جهان فکری قرار دارد؟ همزمان هم در حوزههای جامعهشناسی تاریخی و هم در حوزه تاریخ اقتصادی قرار دارد. علاوه بر این، بهدلیل تأکید بر توسعه و فرصتهای نابرابر در بین کشورها، مورد استقبال نظریهپردازان و دستاندرکاران توسعه نیز قرار گرفته است. این ترکیب، پروژه نظام جهانی را به یک تلاش سیاسی و فکری تبدیل میکند. رویکرد والرشتاین رویکردی پراکسیس (عملیاتی) است که در آن تئوری و عمل رابطه تنگاتنگی با یکدیگر دارند و هدف فعالیت فکری، ایجاد دانشی است که ساختارهای پنهان را آشکار کرده و بهخود اجازه میدهد در جهان دست بهعمل زده و آنرا تغییر دهد. والرشتاین مینویسد: «توانایی انسان برای مشارکت هوشمندانه در تکامل سیستم خود به توانایی او از درک کل جهان بستگی دارد».
تحقیق با موضوع «سیستم جهانی» عمدتاً کیفی است، هرچند والرشتاین در اوایل فرق بین روششناسی نامتعارف و ایدهگرافی برای درک جهان را رد میکرد. از نظر والرشتاین، جهان بهطور عینی وجود دارد که میتوان آنرا از نظر کمی درک کرد، اما صرفنظر از مدتی که وجود داشته، محصول تاریخ است. اما روشهای او تا حد زیادی به تاریخ و جامعهشناسی تفسیری مرتبط است. کار او از نظر روش شناختی جایی بین روش مارکس و وبر است که هر دو الهامبخش کار او بودند.
نظریه سیستم جهانی ارتباط نزدیکی با امانوئل والرشتاین داشته و درک زمینۀ فکری که این مجموعه دانش در آن قرار دارد به معنای درک والرشتاین نیز هست، بنابراین اجازه دهید با صحبت درباره او شروع کنم. امانوئل والرشتاین در سال ۱۹۳۰ در نیویورک متولد شد و در آنجا بزرگ شد و تمام تحصیلات خود را در این دوره گذراند. او وارد دانشگاه کلمبیا شد و در آنجا مدرک کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترای خود را گرفت. او از سال ۱۹۵۸ تا ۱۹۷۱ عضو هیئت علمی گروه جامعهشناسی کلمبیا بود.
پایان دوره او در کلمبیا در زمانی اتفاق افتاد که «جهانگرایی و سرکشی [کلمبیا] در تضاد شدید با لیبرالیسم مستقر در هاروارد و ییل بود. استاد اصلی او سیرایت میلز بود که حساسیت تاریخی، جاهطلبیاش برای درک ساختارهای کلان و رد لیبرالیسم و تا حدی مارکسیسم را، از او آموخته بود. والرشتاین درحالیکه عضو هیئتعلمی در کلمبیا بود، بهآفریقا علاقهمند شد و در طول مسیر سفرش، مدتی را در پاریس گذراند. او در پاریس در معرض دو تأثیر فکری عمده قرار گرفت، گروه مورخان آنالها، و همچنین آنچه در آنزمان ایدههای سیاسی رادیکال بودند. پاریس مرکز رادیکالیسم سیاسی و فکری در میان آفریقاییها، آسیاییها و آمریکاییهایلاتین و کانون چالشهای اصلی لیبرالیسم و تجربهگرایی آنگلوآمریکایی بود. در آفریقا با انجام کارهای میدانی او را در معرض شناخت جهانسوم قرار داد و تز خود را در مورد فرآیندهای شکلگیری ملی در غرب آفریقا نوشت. او شروع بهساختن جهانبینی خود از «خودتخریبی خلاقانه»، ظهور و زوال کرد. قرارگرفتن او در جهانسوم تأثیر زیادی در آثارش داشت. والرشتاین در مقدمهاش بر سیستم جهانیمدرن، در بیانیهای افشاگرانه مینویسد: «بهطورکلی، در یک درگیری عمیق، نگاه افراد ستمدیده بهواقعیت زمان حال تیزتر است. زیرا بهنفعشان است که بهدرستی درک کنند تا نفاق حاکمان را برملا کنند. آنها علاقه کمتری به انحراف ایدئولوژیک دارند.»
چطور کاپیتالیسم عالمگیر شد؟
اهداف
کار والرشتاین در زمانی توسعه یافت که رویکرد غالب برای درک توسعه، یعنی نظریه مدرنیزاسیون، از جبهههای مختلف مورد حمله قرار گرفت و او نیز از آن پیروی کرد. او خود تصدیق میکند که هدفش ایجاد یک توضیح جایگزین بوده است. هدف او دستیابی به «یک گسست مفهومی واضح با نظریههای «مدرنسازی» و در نتیجه ارائه یک پارادایمنظری جدید برای هدایت تحقیقات ما درباره ظهور و توسعه سرمایهداری، صنعتگرایی و دولتهای ملی بود». انتقادها بهنوسازی عبارتند از: (۱) واقعیشدن دولت-ملت بهعنوان تنها واحد تحلیل؛ (۲) اینفرض که همه کشورها فقط میتوانند یکمسیر واحد توسعه تکاملی را دنبال کنند؛ (۳) نادیده گرفتن توسعه جهانی-تاریخی فراملی و ساختارهایی که توسعه محلی و ملی را محدود میکنند؛ (۴) تبیین انواع آرمانی غیرتاریخی از «سنت» در مقابل «مدرنیته» که به تفصیل توضیح داده شده و در موارد ملی اعمال میشود. در واکنش بهتئوری مدرنیزاسیون، والرشتاین یکدستور کار تحقیقاتی را با پنج موضوع اصلی ترسیم کرد: عملکرد اقتصاد جهانی سرمایهداری بهعنوان یک سیستم، چگونگی و چرایی خاستگاه آن، روابط آن با ساختارهای غیرسرمایهداری در قرنهای گذشته، مطالعه تطبیقی شیوههای جایگزین تولید، و گذار مداوم بهسوسیالیسم.
بلوکهای اصلی
همانطورکه والرشتاین تصور میکند، سه بلوک فکری اصلی در نظریه سیستمجهانی وجود دارد: مکتب آنال، مارکس، و نظریه وابستگی. این بلوکهای سازنده با تجربۀ زندگی والرشتاین و با مسائل، نظریهها و موقعیتهای مختلف ارتباط برقرار کردند.
نظریه سیستمجهانی مدیون رویکرد تاریخی مکتب آنالها است که نماینده اصلی آن فرنان برودل میباشد. والرشتاین از اصرار برودل بر بلندمدت بهره گرفت. او همچنین یادگرفت که بر مناطق ژئواکولوژیکی بهعنوان واحدهای تحلیل تمرکز کند، توجه بهتاریخ روستایی و تکیه بر مواد تجربی برودل. تأثیر آنالها در سطح کلی روششناختی است.
والرشتاین از مارکس آموخت که ۱) واقعیت بنیادین در صورت تعارض اجتماعی در میان گروههایانسانی مبتنی بر واقعیتمادی است؛ ۲) توجه به یک کلیت مرتبط؛ ۳) ماهیت گذرا شکلها و نظریههای اجتماعی در مورد آنها؛ ۴) مرکزیت فرآیند انباشت و مبارزات طبقاتی رقابتی ناشی از آن؛ ۵) حس دیالکتیکی حرکت از طریق تضاد و تتاقض. جاهطلبی والرشتاین بازنگری در خود مارکسیسم بوده است.
نظریه سیستم جهانی از بسیاری جهات اقتباسی از نظریهوابستگی است. والرشتاین بهشدت از نظریه وابستگی، توضیحی نئومارکسیستی از فرآیندهای توسعه که در جهان درحالتوسعه محبوبیت دارد، الهام میگیرد و از جمله شخصیتهای آن فرناندو هنریکه کاردوسو، برزیلی است. نظریهوابستگی بر درک «پیرامون» با نگاهکردن بهروابط هسته-پیرامون تمرکز دارد و در مناطق پیرامونی مانند آمریکایلاتین شکوفا شده است. بسیاری از نقدهای معاصر بهسرمایهداری جهانی از نظریهوابستگی سرچشمه میگیرند.
کارل پولانی و جوزف شومپیتر از دیگر تأثیرگذاران مهم در کار والرشتاین هستند که هنوز در تحقیقات سیستم جهانی معاصر وجود دارند. والرشتاین از شومپیتر، علاقه سیستم جهانی به چرخههای تجاری را بهره گرفته و از پولانی، مفهوم سه حالت اساسی سازماندهی اقتصادی: حالتهای متقابل، توزیع مجدد و بازار. اینها مشابه مفاهیم والرشتاین: سیستمهای کوچک، امپراتوریهای جهانی و اقتصادهای جهانی هستند.
چطور کاپیتالیسم عالمگیر شد؟
سیستم جهانی چیست؟
از نظر والرشتاین، «سیستم جهانی یک سیستماجتماعی است که دارای مرزها، ساختارها، گروههای عضو، قوانین مشروع و انسجام است. زندگی آن از نیروهای متضادی تشکیل شده که آنرا با تنش کنار هم نگهمیدارند و یا ازهم میپاشند. هر گروهی در پی آن است که تا ابد آنرا بهنفع خود تغییر دهد، دارای ویژگیهای یک ارگانیسم است، بهاینترتیب که طول عمری دارد و در طی آن ویژگیهایش از برخی جهات تغییر میکند و در برخی دیگر پایدار میماند… زندگی درون آن تا حد زیادی مستقل است. پویایی توسعه آن تا حد زیادی درونی است». سیستم جهانی همان چیزی است که والرشتاین آن را «اقتصاد جهانی» مینامد که از طریق بازار بهجای یک مرکز سیاسی یکپارچه شده که در آن دو یا چند منطقه از نظر نیازهایی مانند غذا، سوخت و حفاظت به یکدیگر وابسته هستند و دو یا چند سیاست سلطه بدون ظهور یک مرکز واحد برای همیشه برای آن رقابت میکنند.
والرشتاین (۱۹۷۴) در اولین تعریف خود گفت که یک سیستم جهانی «تقسیمکار چندفرهنگی سرزمینی است که در آن تولید و مبادله کالاهای اساسی و موادخام برای زندگی روزمره ساکنان آن ضروری است». این تقسیمکار به نیروها و روابط تولیدی اقتصاد جهانی بهعنوان یک کل اشاره دارد و بهوجود دو منطقه وابسته بههم می انجامد: هسته و پیرامون. اینها از نظر جغرافیایی و فرهنگی متفاوت هستند، یکی بر تولید نیروی کار متمرکز است و دیگری بر تولید سرمایهبر. رابطه هسته و پیرامون ساختاری است. حالتهای نیمه پیرامونی بهعنوان یک منطقۀ حائل بین هسته و پیرامون عمل میکنند و ترکیبی از انواع فعالیتها و نهادهای موجود در آنها را دارند.
از جمله مهمترین ساختارهای نظام جهانی کنونی، سلسلهمراتب قدرت بین هسته و پیرامون است که در آن جوامع «هستهای» قدرتمند و ثروتمند بر جوامع ضعیف و فقیر پیرامونی تسلط دارند و از آنها بهرهبرداری میکنند. فناوری یک عامل مرکزی در موقعیت یک منطقه در هسته یا پیرامون است. کشورهای پیشرفته یا توسعهیافته هسته اصلی هستند و کشورهای کمتر توسعهیافته در حاشیه قرار دارند. کشورهای پیرامونی از نظر ساختاری محدود بهتجربه نوعی توسعه هستند که وضعیت فرعی آنها را بازتولید میکند. قدرت دیفرانسیل حالتهای متعدد درون سیستم برای حفظ سیستم بهعنوان یک کل بسیار مهم است، زیرا حالتهای قوی جریان دیفرانسیل مازاد را بهناحیه هسته تقویت و افزایش میدهند. این همانچیزی است که والرشتاین آن را مبادله نابرابر مینامد، یعنی انتقال سیستماتیک مازاد از بخشهای نیمه پرولتاریا در پیرامون به هسته صنعتی با فناوری پیشرفته. این منجر بهفرآیند انباشت سرمایه در مقیاس جهانی شده و لزوماً شامل تصاحب و تبدیل مازاد محیطی میشود.
سیستم جهانی از جنبه سیاسی مفهوم برجستهای بهنظر میرسد. برای والرشتاین، دولت-ملتها متغیرها و عناصری در درون سیستم هستند. در مورد کشورهای اصلی، دولتها توسط نیروهای طبقاتی منافع خود را پیگیری میکنند. امپریالیسم بهتسلط بر مناطق ضعیف پیرامونی توسط دولتهای هستهای قوی اشاره دارد. هژمونی بهوجود یک دولت مرکزی اشاره دارد که بهطور موقت از بقیه پیشی گرفته است. قدرتهای هژمونیک توازن قوا را حفظ میکنند و تجارت آزاد را تا زمانیکه بهنفع آنها باشد، اجرا میکنند. بااینحال، هژمونی بهدلیل مبارزات طبقاتی و انتشار مزایای فنی موقتی است. سرانجام، یک مبارزه طبقاتی جهانی وجود دارد.
اقتصاد جهانی کنونی با ریتمهای چرخهای منظم مشخص میشود که اساس دورهبندی تاریخ مدرن والرشتاین است. پس از مرحله کنونی، والرشتاین ظهور یک دولت جهانی سوسیالیستی را متصور است که تنها سیستم جهانی جایگزینی است که میتواند سطح بالایی از بهرهوری را حفظ کرده و توزیع را با یکپارچهسازی سطوح تصمیمگیری سیاسی و اقتصادی تغییر دهد.
تحقیقات، کاربردها و چشم اندازها
مرکز تحقیقات کنونی در مورد سیستمهای جهانی، در مرکز مطالعات اقتصاد، سیستمهای تاریخی و تمدنهای فرناند برودل است. اگرچه برخی از محققان این رویکرد را دنبال میکنند، اما بیشترین تأثیر خود را در میان روشنفکران جهانسوم داشته، جاییکه والرشتاین بهعنوان یک روشنفکر درجه یک و کمککننده در درک پویایی جهان شناخته میشود. والرشتاین بین سالهای ۱۹۹۴ و ۱۹۹۸ رئیس انجمن بینالمللی جامعهشناسی بود. اگرچه توجه بیشتر بهسمت فلسفه علوماجتماعی معطوف شده است، ولی والرشتاین همچنان شخصیت اصلی در تحقیقات سیستم جهانی است.
پس از مشروعیت بخشیدن بهجامعهشناسی تاریخی، تحقیقات سیستم جهانی الهامبخش برنامههای تحقیقاتی متعددی بوده که شاید بدنامترین آنها تا به امروز مطالعه چرخههای تجاری بلندمدت باشد. علاوهبراین، سیستم جهانی رویکردی است که بهطور گسترده برای صحبت در مورد پویاییهای توسعه و درک روابط بین جهاناول و جهانسوم استفاده میشود. این نظریه بهعنوان یک نظریه بینرشتهای، توجه محققان بسیاری از رشتههای علوماجتماعی را بهخود جلب کرده است: تاریخ، انسانشناسی، مطالعاتفرهنگی، تاریخ اقتصادی، مطالعات توسعه.
منابع:
۱. والرشتاین، امانوئل؛ کتاب نظام جهانیمدرن، کشاورزی سرمایهدارانه و خاستگاههای اقتصادجهانی اروپا در سدهشانزدهم؛ مترجم: سناءالدین سراجیجهرمی، انتشارات پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات؛ چاپ سوم ۱۴۰۰ تهران.
۲. اسکاچپول، تدا؛ بینش و روش در جامعهشناسی تاریخی؛ مترجم: سید هاشم آقاجری؛ انتشارات مرکز؛ چاپ سوم ۱۳۹۶ تهران.
۳. برودل، فرنان؛ سرمایهداری و حیات مادی ۱۴۰۰-۱۸۰۰؛ مترجم: بهزاد باشی (با مقدمهای از پرویز پیران)؛ نشر نی؛ چاپ اول ۱۳۷۲ تهران.
منبع: ایبنا
برگرفته از : https://tejaratnews.com